فن بیان

خرید بک لینک
كوتاه و مفيد!

درروزگاران قدیم دختری که تازه ازدواج کرده بود با شوهرش سر موضوعی بحث کردن...

دختر هم قهر کرد امد خانه پدرش واز شوهر خود شروع کرد به بد گفتن که پدر جان شوهر من چنینه وچنانه!

پدر بعد از اینکه به حرفهای دخترش گوش کرد گفت باشه عزیز دل بابا با شوهرت صحبت میکنم.

پدر دختر تمام مردهای فامیل که به دختر محرم بودنند را به خانه اش دعوت کرد وبه هر یک یک چادر داد

بعد به زنش گفت دختر را نیمه عریان(هدف شاید سرلچ یا آستین های نیمه ....باشد) کرده داخل اتاق بفرستد

مادر دختر دستور شوهرش را اطاعت کرده دخترش را نیمه عریان به اتاق فرستاد

دختر تا وارد اتاق شد از خجالت سرخ شد و داشت نگاه می کرد پدرش گفت بیا زیر این چادر من دختر نرفت

برادرانش گفتند بیا زیر چادر ما اما نرفت خلاصه در ان جمع سریع رفت زیر چادر شوهرش پناه گرفت

بعد پدر دختر گفت دیدی دخترم محرمتر از شوهرت کسی نیست پس بهتر است بروی زندگی کنی او عیب های تو را بپوشاند تونیز عیب های شوهرت را بپوشان

او از خطای تو بگذرد تو از اشتباهات شوهرت چشم پوشی کن!

آری دو نفری که باهم ازدواج مي کنند کاملِ کامل نیستند ولی می توانند همديگر را کامل کنند!

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 15:47 توسط wahidfaizi |
اطلاعیه...

ما را در سایت اطلاعیه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 94 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 11:56

صفحه بندی